تبليغاتX
.
همون که مهربونه دلش با دلمونه خودش دوره ولی تو یادمونه...
                                                 به نام خالق نیلوفرها

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد..........عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

.

.

تو چه کردی؟این چه شگفتیهاییست که باعثشان بودی؟!!!!

چگونه اقاقیا را جان بخشیدی؟ چگونه یاس ها را جوان کردی؟..چگونه؟

باران نمیبارد...زمین خشک است.. پس چگونه حیات را به شمعدانی هدیه دادی؟؟

به من بگو میخواهم بدانم ...تو چگونه لکه های جوهر را از کاغذ سفید پاک کردی؟

تو......تو.....تو چگونه عشق را نقاشی کردی؟

.

روی خوبست و کمال هنرو دامن پاک ................. لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست

.

.

در این زندان غبار الود که تنفس در ان به معنای بوئیدن برگ گردوست چگونه

نسیم را برایمان به ارمغان اوردی؟

اری بی شک فراموش نکردی عشق بزرگ نهادینه شده در قلبت را....

عشقی که سالها بود در میان دلهای خاکستری ادمها گم شده بود و تو دوباره ان

را زنده کردی....

عشقی از جنس لطیف یک لبخند بر لبان کودکان بی پناه

عشقی از جنس یک کودک نابینا

عشقی از جنس سجاد .... فاطمه....عسل...

عشق تو کاغذی نبود.....از جنس دریا بود که ارامش را بر دلهای بی قرار اهنی

هدیه میکرد....

با قلبی  به وسعت دریا و چشمانی از جنس اسمان امدی.....

تو در زمان مرگ ارزو ها امدی..... در کوله ات جایی برای خود ستایی و غرور نبود

اما مالامال بود...از صداقت....از بی رنگی.....از محبت....و از...عشق به خدا ...

.

.

.

.

.

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست.....

.

 

.

 

 

 

 

یاد دادی..یاد دادی...عشق به معبود را....یا دادی....یاد دادی که بلند کنند و صدایش کنند

هر وقت که باید.....

 

.و همه ما میدانیم که این کارها جز از معبود عالم و یکتای جهانیان بر نمی اید

و میدانیم که هیچ معبودی جز او نیست....اما خود خدا متعال او را نشان کرد

خود خدای تبارک تعالی او را عزیز کرد و به او نیرویی داد که بتواند ایران را

تغییر دهد .... و میدانیم که این لطف خداوند است

در حق بندگان نیکوکار که مهرشان را بر دلها استوار میکند....

 

گرچه حسن فروشان به جلوه امده اند......کسی به حسن و ملاحت به عموی ما نمیرسد

.

.

و حالا:

۷ سال پیش با دنیایی از خوبی و پاکی پا به صفحه جادویی نهادی

و برایمان تمامی مفهومهای قشنگ زندگی را ترسیم کردی

خانواده را معنا بخشیدی ..... عشق به خدا را ضمیمه تمامی خنده هایت کردی

مادر را ارج نهادی و پدر را بزرگ شماردی....احترام را پر رنگ کردی

جوانه امید را کاشتی...اری تو کر کردی انچه را که پیشینیان حتی

به مخیله شان هم راه نمیافت

.

.

.

و امروز روز شکفتن توست... روزی که امدی و با خود دریایی از خوبی ها و پاکی ها را

به دنیای مه گرفته ادمها اوردی....

اری امروز روز میلاد توست............این روز بزرگ را که حال برای همه اهل دلان

معنای خاص و ویژه ای دارد را به تو و به همه عزیزان تبریک میگویم

.

.

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:24 توسط حسنا |

 

................

................................

................................................

با شنیدن وازه سوپر من ناخود اگاه همه ذهنا پر میکشه به طرف کسی که کارهای خارق العاده

و عجیب و باور نکردنی انجام میده..............

و امروز من هم میخوام از یک سوپر من بنویسم

اما سوپر من قصه ما فرق داره با همه قصه های دیگه.........

اوان از جنس ایرانه.....

ایا میپرسین مگه ایران سوپر من داره؟

و من میگم ...... اره داره....تو همین کشور ۴ فصل....بین همین ادما...همینایی که

گاهی خوبن و گاهی....؟

بین خودمونه.... از جنس خودمون....

اون هم مثل همه سوپر من های دیگه کارهای خارق العاده میکنه....نه ...اشتباه نکنین اون

ادم بدا رو نمیکشه.... اخه از جنگ و خون ریزی بدش میاد...

ایا میپرسین این دیگه چه سوپر منیه؟

من میگم.....اون با رفتارش....حرکاتش.....با نگاهش....سوپر من شده.....

سوپر من قصه ما قلبش از بلوره....نگاهش دریاست......کلامش معجزه است....

توی یکی از این روزای خدا بود که پیداش شد.....تنها دارییش یک قلب پاک و بی الایش بود....

قلبی که توش جز عشق و محبت دیده نمیشد....اون اومد و بی هیچ چشم داشتی

طلای وجودشو عرضه کرد به مردم ایران....

اون اومد و نگاه ها رو تغییر داد....ارزو ها رو هم......

بزرگ کاری کرد .......شگفت کاری.......خودش قهرمان قصه ها کرد

حالا دیگه ارزوی کوچک مردان سرزمینمان (او) شدن است....

نه سوپر منی از جنس بیگانه....که گاه به انسان بودنش باید شک کرد....

سوپر من ما درد اشنای بچه های ایران زمین است....... در قلبش عشق به خدا.وطن.خانواده

نهادینه شده و این دلگرمیست برای خانواده هایی که انقدر وقت ندارند

که مفهمو های بزرگ زندگی را به گلهای وجودشان بیاموزند

 واو این کار را کرد....

نه با ریا...نه با ادا....نه با لودگی.....با خوش بودن و از خودش گفتن....

۷ سال پیش امد ....... مردم ایران او را پذیرفتند..... هم چنان که اسمان ستاره را ...

او لحظه به لحظه این ۷ سال با مردم ایران بود...... با خندهایشان با دردهایشان...

با انها میخندید ... با انها میگریست...

او امد و و در این مدت شاهد رشد جوانه هایی بود که خود با گوهر وجودش انها را اب داده

با گرمای نگاهش نورشان.... و با صداقت گفتارش رشدشان....

او با مردم ایرا ن بود.با کودک ویلچر نشینی که با دیدن او غم خود را فراموش میکرد

با کودک روشن دلی که ارزوی بزرگش دیدن او بود

با کودک بیماری که با هرم نفس مسیحیایی او شف یافت

او با سجاد بود.....با عسل...با فاطمه...با همه کسانی که روزی بودند و الان فقط جزیی از

خاطره ها هستند.....

انها رفتند اما ما که هستیم یادمون نمیره کسایی بودند که ارزوشون این قهرمان بود.... و

حالا این وظیفه ماست......که پاس بداریم ارزشهایی که برای فرشته ها ارزش بود....

و این وظیفه ماست که همیشه زنده داریم عشق پاک انها را.......

..................

و حالا پس از ۷ سال........

او رفت..... اما کوله باری از خاطره و چشمهایی منتظر را برایمان به یادگار گذاشت

رفت اما خاطره بزرگ مردیهاش هرگز از ذهن مان پاک نمیشود......

او از دل گفت و در دل ماند...

................

حالا دیگه اون فقط یک مجری ساده کودک نیست که بنابر وظیفه بیاید و با چند حرکت

تصنعی برنامه را سنبل کند....... او دگر جزیی از خانواده های گرم ایرانیست

 و اگر غیر این بود هرگز ماندگار نمیشد

او یک برادر دلسوز....یک عموی مهربان...یک دایی فداکار است.....

او عمو پورنگ است .... اری عمو پورنگ

....................

همه ما بی صبرانه در انتظار دیدن دوباره شما هستیم تا دوباره اسمان دود گرفته و ماشینی و خشک

ما را در هم بشکنی

...................................

و تمامی این موفقیتها حاصل ۷ سال (پخش زنده) بود....

...................................................................................

 

لينك ثابت نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:41 توسط حسنا |

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

این مدت که نبودم حسابی مشغول درسام بودم حالا خدا کنه نتیجه بگیرم

از این به بعد اینجا فقط برای عمو پورنگ فعالیت میکنه و خودم دوباره وب نویس شروع کردم

http://hosna1367.blogfa.com توی وبم ازخودم و خاطراتم مینویسم اونجا هم من همراهی کنید

راستی .....

عمو پورنگ تابستون میاد ..... البته این که همه میدونستین !!!!!!!!!!!

اما چه طور اومدنش مهمه....... دعا کنین تولیدی نباشه.......

 

 

 

 

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 8:5 توسط حسنا |

به نام حق و حقیقت -سلام

متن زیر از سایت اقای نجف زاده(خبرنگار)گرفته شدهhttp://najafzadeh.ir                                                                                                         خدا امواتت را بيامرزد اينکه کانديدا شدي ديگر چه بود؟
من واقعا نگران تو هستم.دوست ندارم يک وقت اين سياست و سياستمدارهاي ما تو را به پل ببرند.ناسلامتي خاطره هاي عزيز چند نسلي ‍.مرد بي باروت!
از يک طرف هم شک ندارم که مي تواني حداقل از حداقل ارزوهايمان دفاع کني.حداقل مطمئنم چشم و دل سيري .آنقدرکه براي يک مشت ريال يا دو تا سفر خارجي يا شهرت و موقعيت ‍‍، اين دنيايت را به مسلخ آن دنيايت نبري.

...ولي باز نگرانم اين سياست مثل دره هاي مه آلود تو را هم از خودت جدا کند.نگرانم از خودمان .از ما مردمي كه هميشه يكي را تا هفتمين طبقه آسمانها اسطوره مي كنيم و يكهو چنان زير پايش را خالي مي كنيم كه از همان بالا زمين بخورد طوري كه دست و پايش هيچ ،بلور دلش هزار تكه شود.
نگرانم .نمي خواهم زير چشمهايت چين هاي تازه اي بخورند.با اين همه اول تو را انتخاب مي کنم.كاري هم ندارم در كدام ليستي.اصلاح طلب و اصولگرايش زياد فرقي ندارد.اسمت پايين ليست باشد يا بالا هم اصلا مهم نيست.به تو راي مي دهم...که نوباوه وطني.

۱:من خودم تهران نیست اما ارادت خاصی به ایشون دارم

۲:من اقای نوباوه رو خیلی دوست دارم..........

۳:فکر میکنم اقای نوباوه به گردن همه حق داره.......همین

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 8:16 توسط حسنا |

 
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 9:4 توسط حسنا |

االسلام علیک یا ابا عبدلله

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این حسین کیست که جانها همه پروانه اوست

.....................................................................

ایام سوگواری سید و سالار شهدا را به همه

شما که عاشق حسین که منتظر یک لبیک بو د و افسوس...

به شما که عاشق عباس که بی قرار اوردن اب برای سکینه بو د...

به شما که عاشق علی ااکبر که شبیه ترین جوانان به محمد مصطفی بود...

به شما که عاشق علی اصغر ان طفل گلو بریده اید...

به شما که عاشق و سوخته اشکهای رقیه اید...

به شما که عاشق یاران حسین و سالار شهدا اید

تسلیت میگویم...........................................

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:47 توسط حسنا

به نام خدایی که قلب ما حرمگاه اوست

سلام

خیلی وقته میخوام بنویسم اما حال و حوصله ندارم ی جورایی دچار روز مرگی شدم

دیگه حال خوندن وبلاگ و اومدن به نت هم ندارم

خوندن وب هایی که هر کدوم با اسم عمو پورنگ و پسوندی هم کنارش دیگه ندارم

دونه دونه این وبها رو میگردم تا شاید مطلب جدیدی از این هنرمند محبوب عمو پورنگ بخونم

اما تنها چیزی که عایدم میشه قربون صدقه های تکرایه

بدون اینکه کسی حرف جدیدی زده باشه خندم میگیره ما هایی که هممون ادعای دوست

داشتن عمو رو میبکنیم نمیتونیم کوچکترین کاری براش بکنیم حتی توانایی هک کردن وبهای

مگس و نوستالوزی هم نداریم فقط می ایم و میگیم

داریوش تو فاتح دروازه ... داریوش تو ... داریوش تو....

خودم ی لحظه جای عمو میزارم نمیدونم از اینکه این همه دختر از سن قانونی گذشته

که بهش ابراز علاقه میکنن چه حسی پیدا میکنه؟

بی خیال بابا من که جای عمو نیستم اما.........................طفلییییی عمو.....

بعضی وقتا چیزایی میشنوم که میخوام شاخ در بیارم دوستم ی چیزی تعریف کرد

که من بریدم از خنده اما وقتی گوشی قطع کردم رفتم کلی هیزم اوردم ریختم تو دلم

و ۲۰۰-۳۰۰ نفری هم واسم شعله ورش کردن بازم تو دلم گفتم.......طفلی عمو....

خوب اینایی که گفتم ی به اصل داستان ربطی نداشت اما به قول اقای امامی همین

بی ربطاس که مهم میشه و تو کنکور ازشون سوال می اد دیگه مواظب باشی

.................

دستونشت همین جوری مونده به امون خدا و هیشکی هم سراغی ازش نمیگیره

هر بار که می ام نت خودم گول میزنم و میگم خوب دیگه عمو امروز حتما به این

مناسبت اومده اما....گفتم حتما برای بازشدن مدارس می اد...اما نیومد

صبر کردم گفتم برای سالگرد فوت برادر محترمشون می اد نیومد صبر کردم گفتم برای

هزارن چیز می اد و نیومد........دوباره صبر میکنم شاید برای سال جدید بیاد اما اگه....

.....................

ی نگاه به کتابام میکنم حدودا ۶ ماهه دیگه دوباره کنکور  اوه یعنی باید ۶ ماه برای

ی خواب راحت صبر کنم.....

ثبت نام اینترنتی کردم بابام نگرانه میگه نکنه اشتبا کرده باشی هنوزم فک میکنن من بچم

باید مواظبم باشن  یعنی چه قد صبر کنم تا مامان و بابا بدونن بزرگ شدم....

دلم برای هوای پایئزی تنگه پنجره رو باز میکنم و بخاری اتاقم خاموش هواش مثل اخرای

اسفنده اما هر چی سعی میکنم بوی عید نمیشنوم یعنی باید ۳ ماه دیگه صبر کنم....

به یاد فراری که با لیلا سال ۸۸ کنار مدرسه مهر اذین اول مرداد ساعت ۱۰ صبح

گذاشتم فکر میکنم خدا کنه لیلا یادش نره اما یعنی باید ۲ سال دیگه صبر کنم؟...

....................

پگاه از وقتی دانشجوی تبریز شده ۳ باری اومده کرمانشاه اما تنها یکبارش تونستیم با

هم بیرون بریم ۳ هفته دیگه دوباره می اد شاید بتونیم اون موقع بیرون بریم

اما یعنی ۳ هفته دیگه باید صبر کنم؟

.........................

اوه چه قد صبر صبر صبر.....

همه این صبرا اگه خدا بخواد  زنده باشیم به سر انجام میرسه

میدونم کی و چه وقتی انجام میشه

اما هیچ نمیدونم کی اون خورشید فروزان میاد و ما رو از این همه تلاطم نجات میده؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 11:26 توسط حسنا

به نام مهر افرین مهر گستر

دوستای خوب و بی وفای من سلام

خوبین خوشین در سلامتی کامل به سر میبرین؟

پپپپپپپپپخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

...........................................................................................

بچه ها جون خواستم بگم نگا کنین این عموی خوب ما با وجود اینکه

هر روز به طرفداراش اضافه میشن و هر روز محبوبتر از قبل میشه

اما بازم مثل روزای اوله مهربون پاک و بی الایش

بدون اینکه کمترین غروری اون در گیر کنه

۶ ساله که اومده تو خونه هامون و با خودش شادی اورده

هنوزم بعد سالها بچه ها از دیدنش لذت میبرن و با ذوق

خاصی برنامه هاش نگا میکنن

بعضی ها گفته بودن که عمو خسته شده؟اما نه این حقیقت نداره

عمو هم مثل من و تو ی انسانه با هزار جور کار و گرفتاری خوب گاهی

زندگی بهش گیر میده دیگه..اما بازم این عموی خوب خودمونه که با

روحیه قوی جلو تی وی می اد دل ما ها رو شاد میکنه اون واقعا

معرکه اس

خود من وقتی کوچکترین غمی بهم میرسه نه با کسی حرف میزنم

نه کاری میکنم فقط غصه میخورم اما عمو چی؟

می اد با خنده هاش دنیا رو غرق شادی میکنه

خدا عمو جونمون خیلی دوست داره...نگا کنین اقای قناد سالهاست داره

اجرا میکنه اما چرا کسی نمیاد وب بزنه و قربون صدقش بره چون از ته دلش

واسه بچه ها حرف نمیزنه اما عمو چی؟

اون با چشاش با دلش با ما حرف میزنه و ما هم حرفش با دل گوش میکنیم

کدوم بچه رو میشناسین که بزرگترین ارزوش دیدن فیتیله ای ها باشه؟

هیشکی اما عمو چی؟میلیونها ادم

کدوم روانپزشک میشناسین که به قناد گفته باشه شما علم روانپزشکی

خوندین؟ هیشکی اما عمو چی؟ همه این فکر میکنن اما اونا

نمیدونن که این ی محبت الهی به افراد خاص

خدا به هر کی ی جور محبت میکنه اونم به واسطه ی کارای نیکشون

بعضی ها عالم و خدا شناس میشن بعضی ها دانشمند خلاصه...

اما خدا عمو رو محبوب کرده و مهرش تو دل گذاشته و اون

واسطه خیر و انجام کارای خوب قرار داده

یکی گفته بود بچه ها کم از عمو مینویسن؟ نه اگه شما دقت کنی

میبینی تعداد وبهایی که واسه عمو فعالیت میکنن روز به روز

زیاد میشن و تعدادشون به اندازه ستاره ها رسیدهگ

دوستم میگفت:برادرم ـکه متاهله و بچه هم داره ـ بعضی روزا

زود می اومد خونه ازش پرسیدم چرا زود می ای؟

گفته اخه میخوام عمو پورنگ ببینم

یکی دیگه میگفت: دادش ۱۲ سالم عمو رو نگا میکنه و هرچی که بپوشه و

دستش بگیره ما باید براش بگیریم

محبوبین حال کردین؟؟؟؟

من هنوزم میگم عمو ی فرشته اس که خدا اونو به ما داده

اگه قدرش ندونیم خدا قهرش میگیره ها.......

اخه کدوم هنرپیشه  خارجی و داخلی میشناسین که مردم دعا کنن که

بیاد و براشون برنامه اجرا کنه

فقط عمو پورنگ

یادتونه سایتشون که راه اندازی شد روز اول یک میلیون و خورده ای بازدید داشت؟

میدون ازادی تو جشن عید فطر پارسال و نیمه شعبان یادتونه؟

جمعیت میلیونی دیدین؟

هنوزم بعد سالها وقتی بچه ها زنگ میزنن به عمو کلی ذوق میکنن

 و ابراز علاقه میکنن این فقط ی معنی میده اینکه:

عمو جون همیشه در دل ایران و ایرانی زنده است

و همیشه در اسمان دل ایران خواهد درخشید

در اخر کلام:

اگه زمانی عمو پورنگ یادش رفت تولدتون تبریک بگه باهاش قهر نکنین

که بعد مجبور بشین به خاطر غرورتون هیچ وقت......................

دست علی و زهرا پشت و پناهت عموی خوبم.....

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 10:46 توسط حسنا

 

                               به نام او که از بذر محبت درختی کاشت

          قنوت بسته اسمان به قامت ستاره               روبوم کعبه ربنا نفس نفس میباره    

   از اولین روزهای پروازش با او بودیم رازهای زندگی را از او اموختیم از او یاد گرفتیم

که کوچه های خاکی را به شوق رسیدن به جاده اصلی طی کنیم و حالا باید از او بنویسم

از عمو      دایی     و یا داداش

مهم نیست این فرشته رو به چه اسمی صدا کنیم مهم اینه که ایرانیان به ندای خوبی اش

پاسخ داده و دست او را به مهر فشرده اند .....

  میخواهم به فرهاد به این مرد کوه کن عاشق پیشه بگویم دست از کوه کندن بردارد

که عشقی بالاتر از عشق او هم وجود دارد به راستی چه عشقی بالاتر از شادکردن

دل یاسهای این مرزو بوم چه عشقی بالاتر از نشاندن لبخند بر روی لب هزاران غنچه

نو شکفته غنچه هایی که هرگز دستی از مهر صورت لطیفشان را نوازش نکرده

وهرگز گرمای لبخند مادر را حس نکرده اند....

  او خوبی را فریاد کرد با شاد کردن دل کودکی که کودکیش در شعله های بی رحم اتش

سوخت.......

  با اشکهایش بر مزار غنچه افتاده بر زمین سجاد مهربان کودکی که قلبش را ماوای دریا

کرده بود.....

  به راستی چگونه میشود محبتهایش راجبران کرد؟؟ چگونه میشود شادی را که مدتها

در میان دلهای خاکستری ادمها گم شده بود و او ان را برایمان به ارمغان اورد را فراموش

کرد ؟؟؟

......................................................................................

خدایا تو چه قدر بزرگی که تمام انتخابهایت شایسته است...

منظورم ازبیان این جمله اینه:خیلی از ادما مکه میرن شاید بعضی ها چندین بار

اما رفتن عمو به دیار عشق با امضای خدا و مهر صلاحیت خود خدا بود.......

خدا خوب میدونسته که تو زمونه ما انسانین رنگ میبازه به همین دلیل عمو رو از میون

همه فرشته ها گل چین کرده و به او گفته بیا برو زمین و اسوه انسنیت شو...

عمو امیدوارم همیشه معلم ما بمونی و ما شاگرد مکتب تو...........

 

راستی این بگم که خدا عمو رو عزیز کرده و هیچ کس نمیتونه عمو رو از دلها بیرون کنه

اخه اون پارتی دار....................پارتی عمو هم خود خداست

در اخر این رو بزرگ که میلاد خوبی و پاکیه میلاد ستارهاست به همگان ایرانیان زنده دلان

تبریک عرض میکنم این کیک هم اط طرف همه بچه های ایران برای شما:

دست علی و زهرا پشت و پناهت  ....

 

دست علی و زهرا پشت و پناهت  ....

 

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 9:19 توسط حسنا

بسم الله نور

سلام

من حسنا حسینی داری وب http://www.hosna67.blogfa.com هستم

من اونجا دوستای مهربونی دارم اگه دوست داشتین به وبم بیاین

اگه تا حالا حقیقت کتمان میکردم به دلیل وجود ادمایی مثل خرمگس بده اما حالا دلیلی نمیبینم

از همه معذرت میخوام

اما اینجا فقط از عمو مینویسم و امروز با اجازه دوست گلم پریسا جونhttp://javdanehaa.blogfa.com میخوام این متن بزارم

نامه یک پسر نابینا به عمو پورنگ:

چهار شنبه  ایشان مهمان ما در مدرسه نابینایان دکتر خزائلی بودند ....
سه شنبه، 2 دى، 1382
چشمان کاملا باز !
سلام
این دلنوشته نه از زبان حسن بلکه از زبان تک تک بچه های ابتداییه که پورنگ برنامه کوتاه و اختصاصی برای ایشان اجرا کرد . تيتر اول که انتخاب کردم عمو پورنگ دوست داريم بود اما ترجيحا اين يکی رو انتخاب کردم .
يکشنبه صبح بود که اومدی و شادی و خنده رو برای ما آوردی . عمو پورنگ دوست داريم
باور نميکردم يه روزی تو رو در کلاس کنار خودم ببينم . عمو پورنگ دوست داريم
من بغض تو رو ديدم وقتی ما رو ديدی . عمو پورنگ دوست داريم
من تازه فهميدم که خيلی هم با بقيه بچه ها فرق ندارم چون تصور من از تو همون چيزی بود که فکر ميکردم . عمو پورنگ دوست داريم
روزايی که تو برنامه داری با مامان و بابا ميشينيم پای تلوزيون اما فقط من از خنده و شادی های تو و بقيه بچه ها ميخندم . عمو پورنگ دوست داريم
مامانم از شادی من خوشحال ميشه اما ميدونم .... يه چيزی ته دلشه که فقط من ميدونم چيه . عمو پورنگ دوست داريم
ای کاش منهم ميتونستم تو مسابقه چپ چپ راست راست تو شرکت کنم چون من چپ و راستمو خيلی زود تر از بقيه بچه ها شناختم . عمو پورنگ دوست داريم
من همه شعر و ترانه هاتو حفظم صدای قشنگتو با واکمنم ضبط کردم . عمو پورنگ دوست داريم
شايد قيافه ام قشنگ به نظر نياد ولی مامانم ميگه زيباترين چشمها رو دارم هم من هم دوستانم . عمو پورنگ دوست داريم
ديروز تو سلف مدرسه خط و نشونی برای اسفنديار کشيدم که افتاد به گريه قول داد هميشه بعد از من غذاشو از سلف بگيره بهش گفتم به عمو پورنگ ميگم منو ميندازی زمين اونم باهات قهر ميکنه .عمو پورنگ دوست داريم
خيلی دوست دارم يه روز تو هفته ، نه يه روز تو ماه ، نه نه يه روز تو سال يه ساعت ، نه نه نه نيم ساعت ،‌نه نه نه نه يک ربع تو برنامه کودک يه برنامه مخصوص به خودم داشته باشم فقط مال خودم باشه فقط من بفهمش و دوستام لازم نيست بقيه بچه ها اونو بفهمن چون من کارتون ژله ای و پينگو و پت و مت و ... اونا رو نميفهمم . عمو پورنگ دوست داريم
وااااااای عمو پورنگ نمیدونی که چقدر ما رو خوشحال کردی اگه بدونی بازم میایی من میدونم چون تو خیلی مهربونی . عمو پورنگ دوست داريم
هنرمندای زیادی اومدن مدرسه مون اما هیچکدومشون حوصله نداشتند با 150 نفر دست بدند و با ما کوچولو ها احوالپرسی کنند . عمو پورنگ دوست داريم
بیشتر هنرمندا میاند مدرسه مون تا حرکات ما رو ببینن فقط برای اینکه کار هنریشون واقعی تر به نظر بیاد اما تو اومدی تا فقط ما رو ببینی خودمون رو نه حرکات .عمو پورنگ دوست داريم
ما داشتیم یاد میگرفتیم چطور دونه گندم رو از دونه برنج تشخیص بدیم اما تو که اومدی تازه یادمون افتاد چقدر کوچکیم و میتونیم مث بقیه بچه ها سر کلاس شیطونی کنیم وبخندیم . عمو پورنگ دوست داريم
عمویی از وقتی اومدم مدرسه هیچ روزی اینقدر خوشحال نشده بودم خسته شدم از بس نخود لوبیا رو از هم جدا کردم خسته شدم از بس حساب کار کردم خسته شدم از بس بهم گفتن

 صاف راه برو قوز نکن دستتو تکون نده .
راستی دوستای منو شناختی ؟؟ همونايی که باهاشون عکس گرفتی ؟؟

خوب من معرفيشون ميکنم . ( البته این عکس مربوط به کلاس امادگی مدرسه شهید محبیه که حسن سال قبل اونجا اتلاف عمر کرد .)مهران تپلی دست به سینه نشسته و عاشقانه نگاهت میکنه اون خیلی پسر خوبیه چون کمی بهتر از بقیه میبینه همیشه به بقیه کمک میکنه .
امیرحسین که کنار ایستاده ، لباس قرمزه اون باورش نمیشه که تو رو از نزدیک ببینه فکر کنم از امروز بشینه پای تلوزیون آخه اون تمرکز نداره تا حالا نتونسته 5 دقیقه پای تلوزیون بشینه .
اونی که مودب و خندون واستاده پشت سرت علی پنجه ایه کلی پز میده که تو رو تو صدا سیما زیاد میبینه .
لباس قهوه ایه هم منم دارم نخود لوبیا جدا میکنم .
اون پسر کپله که غمگین پشت سر پسر قهوه ایهخوابگاهیه همون کوچولوهه ، امروز اینقدر گریه کرده بود که آوردنش کلاس ما ! دلش برای مامانش تنگ شده بود فقط 8 سالشه طفلکی !
راستی عمو دوستم محمد هم که میگن اوتیسم داره هم تو رو شناخته بود . همونی که بالای سرت وایستاده و لباسش آبیه !
عمو پورنگ بازم پیش ما میایی ؟؟؟ ما خیلی دوست داریم . به دوستات به همکارات بگو بچه هایی هستند که همیشه برنامه کودک ها رو با چشمان کاملا باز میبینن کودکانی هستند که مادراشون حتی پلنگ صورتی و تام و جری رو براشون تعریف میکنن و اونا هم با لذت گوش میدند . کودکانی هستند که نمیتونن رنگها رو ببینن اما میتونن بشنوند به دیده شدن احتیاج دارند چون ایام کودکیشان در انزوا سر میشود . بگو که دیده شدن ما در تلوزیون ترحم انگیز نیست بگو که ترحم با توجه چقدر تفاوت داره بگو . ما خسته شدیم از بس همه جا ما رو نشون دادند و گفتن ببینید مردم ( عادی ) دست نداره چشم نداره پا نداره ... قدر سلامتیتونو بدونید .... خدا رو شکر کنید این طوری نیستین ... آخی .... ببین بچه چه درسشو خوب میخونه .... ما شدیم آینه عبرت .. خسته شدیم . تو رو خدا ما رو باور کنید همون طور که برای بچه های عادی مسابقه میزارید اونا رو دعوت میکنید به برنامه هاتون براشون فیلم و کارتون و نمایش درست میکنید به ما هم توجه کنید برای ما هم برنامه درست کنین . به خدا ما هم آدمیم آدمای کوچولو که دل دارند و دلشون میخواد بقیه هم اینو بفهمند . عمویی تا عمر دارم این روزو فراموش نمیکنم بالاخره یکی منو و دوستامو فقط به خاطر خودمون دید .
عمو پورنگ باور کرده ای مگر نه

میخواستم بگم برای دیدن خوبی و پاکی چشمها نیازی به دیدن ندارن

این قلب که اوای مهربونی از فرسخها میشنوه و درک میکنه

و چون عمو پورنگ سرشار از خوبی هر انسان اهل دل دوسش داره

و با قلب مهربونش پاکی اونو درک کرده و به اون عشق میورزه

چون قلب ماوای تمامی پاکی هاست

عمو امیدوارم هیچ وقت فراموش نکنی

که تو صدای خنده های بچه هایی

که تو لبخند بچه های یتیمی

که با نبود تو قلب بچه ها میگیره

که تو شادی دل بچه های مریضی که دیگه هیچ امیدی به زنده موندن

ندارن

که تو الگوی خوبی برای نماز خوندن و یاد گرفتن مسئل دینی بچه هایی

که تو الگوی صداقت و یکرنگی

که تو عمو پورنگ بچه هایی

هیچ وقت فراموش نکن که همیشه ستاره بچه های ایران و بزرگتر از

اون ستاره تمامی مردم ایرانی

قدر خودتو بدون و همیشه در تمامی مراحل به خدایی که تو رو افرید

و مهر تو تو دل میلونها ایرانی قرار داد بیندیش و بدون که خدا

وقتی کسی عزیز کنه هیچ کس نمیتونه اونو خار کنه

و ازت میخوام همیشه عمو پورنگ بچه های ایران زمین باقی بمونی

موفق پیروز سر بلند شاد و سر افراز باشی.........

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:42 توسط حسنا